به نام خدا

چهار عامل کسب رضایت‌مندی

نارضایتی

چرا خیلی از انسان‌ها رضایت‌مندی از زندگی خود ندارند؟

چرا زندگی بسیاری  از آنها با نارضایتمندی همراه هست؟

آیا شما هم تصور می‌کنید چرخ زندگی باب میل شما نمی‌چرخد؟

آیا شما هم از وضع کار یا زندگی خود ناراضی هستید؟

آیا فکر می‌کنید اوضاع بر وفق مرادتان نیست؟

آیا اطرافیان آن گونه که شما می‌خواهید رفتار نمی‌کنند؟

آیا از میزان درآمد خود گله مند هستید؟

آیا مدل ماشین‌تان همان چیزی نیست که انتظار دارید؟

آیا محل زندگی شما مطابق معیارهایتان نیست؟

آیا همسرتان آن گونه که دوست دارید با شما برخورد نمی‌کند؟

آیا فرزندتان … ؟

و سوالات دیگر:

آیا از وضع سنگین ترافیک خیابان‌ها – جاده‌ها – خسته شده‌اید؟

آیا از میزان تحصیلات و مدرک تحصیلی خود دلخور هستید؟

آیا نگران وضع سلامتی جسمی خود هستید؟

آیا برای انجام کارهایتان فرصت کم می‌آورید؟

آیا حس می‌کنید زمان کافی برای انجام امورتان ندارید؟

آیا به اندازه کافی استراحت می‌کنید؟

آیا زمان برای ورزش و تفریح دارید؟

آیا به مطالعه کتاب‌های مفید می‌پردازید؟

آیا ازنتیجه یا نتایج مشورت با افرادی که تا به حال در امورتان از آنها مشورت گرفته‌اید رضایت خاطر دارید؟

این پرسش‌ها و بسیاری از این دست پرسش‌ها، شاید دغدغه بسیاری از مردم  و اطرافیان ما و حتی خود ما نیز هست!

 

دوستی دارم که از اوضاع حال حاضر خود گله مند است و دایم غرولند می‌کند

که این زندگی آن چیزی نیست که قبلا متصور بودم!

از او پرسیدم آیا شرایط الآن به او تحمیل شده یا در انتخابهایش اجباری داشته؟

در جواب گفت: هیچ شرایطی بر او تحمیل نشده و همه آن شرایطی که از آن ناراضی است

را خودش بنا کرده و ساخته است.

اما در هر حال یک نارضایتی از امور و شرایط خود دارد که ریشه یا ریشه‌های  آن برایش مبهم و نامعلوم است.

این مساله خیلی از امثال ما هم هست‌ که خود را در اوضاع نامطلوبی می‌بینیم که قادر به خارج شدن از آن هم نیستیم.

در حالیکه ممکن است فردی بیرون از تصورات ما، ما را بسیار خوشبخت، شاد و دارای زندگی رضایتمندانه‌ای بدانند.

اما خود ما این طور فکر نمی‌کنیم و خود را در فشار و اضطراب غیرقابل تحملی می‌بینیم که تمام انرژی و                            توان ما را گرفته است و امکان هرگونه شادی و طراوت درونی را از ما سلب نموده است.

حال این پرسش که حقیقت ماجرا چیست و اینکه کدام گروه درست تصور می‌کند؟

کدام اشتباه را از کجا متوجه شویم و راه حل ماجرا برای ما چیست و چه باید انجام دهیم تا بهرضایتمندی و آرامش قلبی که حلقه گم شده‌ای است که به دنبال آن می‌گردیم را به دست آوریم؟

همانطور که متوجه شده‌اید در حقیقت آنچه به دنبالش هستیم رضایتمندی و آرامش قلبی است

که از دست داده‌ایم و باید آن را کسب کنیم.

 

 

مقایسه

۱: مقایسه نکردن

مهمترین عامل نارضایتی مقایسه کردن است، مقایسه با اطرافیان، دوستان، فامیل و حتی غریبه‌ها                              بدترین روش برای از دست دادن رضایتمندی و آرامش قلبی است.

بالا نگه داشتن روحیه و احساس، نیارمند شکرگزاری و کسب آرامش قلبی است.

 شکرگزاری باعث ایجاد حس رضایتمندی می‌شود و متوجه این حقیقت می‌شویم                                                      که خودمان را از دایره مقایسه با دیگران که فقط ظاهر کار و زندگی آنها را ببینیم خارج ساخته

و به خودمان این حقیقت را متذکر می‌سازد که داشته‌های خودمان و

هر آنچه برای به دست‌ آوردن آن زحمت کشیدیم را قدر بدانیم.

مقایسه خودمان با دیگران دردناک‌ترین کار ممکن در حق خودمان است.

مقایسه دو نفر باهم نادرست‌ترین واکنش ممکن است، حتی اگر آن دو نفر به ظاهر در یک شرایط یکسان باشند.                     چون در حداقل امر، خلق و خوی آنها و در نتیجه نحوه واکنش آنها حتی در برابر یک اتفاق یکسان فرق می‌کند.

آنچه ما را از دیگران متمایز می‌کند صرفا نتایج نیستند بلکه خلق و خوی ما و نحوه برخورد ما با مسایلی است                      که با آنها مواجه می‌شویم.

هر چیزی که در محیط و جامعه و حتی خانه و خانواده ما رخ می‌دهد لزوما در حیطه اختیار ما نیستند.

تنها چیزی که کاملا در اختیار ماست رفتاری است که از خود ما سری می‌زند.

درستی و نادرستی رفتارهای ما نیازمند شناخت است.                                                                                             یک رفتار در یک شرایط بسیار خوب، درست و عالی است و در جایی دیگر همان رفتار از همان فرد،نادرست و اشتباه است و منجر به نتیجه یا نتایج نامطلوبی می‌شود.

همانند روشن کردن کولر در زمستان همان میزان اشتباه است که روشن کردن بخاری در تابستان گرم.

شناخت و تشخیص رفتار درست نیازمند مطالعه، تحقیق و کسب تجربه است.

 

 

۲: محیط، جامعه و زمانه 

برخی شرایط نه به دلیل خود ما که به واسطه شرایط محیط، جامعه و زمانه است.                                                   ترافیک بیش از حد خیابان‌ها دست ما نیست بلکه ازدحام جمعیت و دسترسی به ماشین‌های شخصی                                که اتفاقا شاید خود ما هم یکی از دارندگان ماشین شخصی باشیم این شرایط ایجاد شده است.

حال راه حل چنین شرایطی که دست ما نیست چیست؟ خشم و عصبانیت؟                                                             خیر، مطمینـّا راه حل در چنین شرایطی وقتی هر روز با آن مواجه هستیم اندکی فکرکردن است                                      که برای چنین زمانی از قبل برنامه‌ای در نظر بگیریم و آن را انجام دهیم                                                                          و این شرایط را به نفع خودمان تغییر دهیم.

گوش کردن به یک موسیقی دلنشین، صوت آموزشی، تمرین آرامش، لبخند به رانندگان دیگر، تمرین صبر و حوصله و …            و هر آنچه که به بالا رفتن روحیه ما کمک می‌کند را انجام دهیم.

این‌گونه زمان حضور در ترافیک را برای خودمان مدیریت کرده و روحیه و احساس خود را نه تنها از بین نمی‌بریم                      بلکه تقویت هم می‌کنیم.

گرچه افراد خوش‌فکرتری هم هستند که از شرایط ترافیک در خیابان‌ها و جاده‌ها برای کسب درآمد بهره می‌برند و

به قولی از هر آب گل‌آلودی ماهی خود را می‌گیرند.

 

۳: استراحت و تفریح

 

در یکی از ترم‌های دانشگاه، همیشه روزهای حضور در کلاس و دانشگاه عصبانی و ناشاد بودم و در درس‌ها هم به میزان لازم تمرکز نداشتم.

تا آنکه روزی یکی از دوستانم به من متذکر شد که احتمالا به دلیل کم‌خوابی و استراحت کم، دچار افت تمرکز شدی!

آن روز در راه بازگشت از دانشگاه به این موضوع فکر می‌کردم که آیا واقعا این طور است و دلیل روحیه پایین من بی‌خوابی است!

از بعد آن روز بیشتر به خواب و استراحت خودم توجه کردم و کم کم متوجه بهبود روحیه و تمرکز بیشتر خودم شدم.

مواقع زیادی نارضایتی درونی ما به دلیل شرایط مالی و مادی است.

ولی گاهی صرفا امور مالی و مادی باعث این نارضایتی نیست.

بلکه بی‌توجهی به استراحت و تفریح روزانه، خود زمینه ساز نارضایتی و نداشتن آرامش است.

خواب خوب یکی از مهم‌ترین عوامل کسب آرامش است.

 

خانواده

 ۴: شکرگزاری

آنچه ما را به رضایت‌مندی و آرامش قلبی می‌رساند چیست؟  

گمشده بسیاری از انسان‌های زمان ما که ما هم لاجرم جزو آنها هستیم.

همانا رسیدن به رضایت‌مندی و آرامش قلبی در زندگانی است یگانه گهر کم یابی که همگان در جستجوی آن هستیم.

شرایط امروز ما آرزوی دیروزمان و شاید آرزوی امروز بسیاری از آدم‌های دور و بر ما باشد

که در همین اوضاع کار و زندگی کنند.

بخشی از نارضایتی ما به دلیل ناشکری و زیاده خواهی‌های امروزمان دوستی دارم

که سالها مستاجر بوده و الآن که چند سالی است که آپارتمانی برای خودش خریده

و دیگر مجبور به تمدید قرارداد هر ساله با صاحب‌خانه و یا اثاث‌کشی نیست.

الآن دایم ازمتراژ آپارتمان خود، آزار همسایه ها، شرایط محله و … ایراد می‌گیرد،

که مطابق میل من نیستند به جای آنکه به گذشته نه چندان دور خود توجه کند

که مجبور بوده هر ساله سختی اثاث کشی و خانه‌ به دوشی را تحمل کند

و داشتن یک آپارتمان همچون آرزویی محال برایش بود. شکرگزاری به معنای تلاش نکرد

برای تبدیل شرایط به شرایط بهتر و مطلوب‌تر نیست بلکه به معنای داشتن

رضایتمندی از وضع موجود و تلاش مجدانه برای تحول و بهبود است.

این رضایتمندی زمینه‌ساز کسب آرامش قلبی است که باعث می‌شود

ما در ادامه مسیر زندگی، تصمیم‌های پخته‌تر و درست‌تری بگیریم و به نتایج عالی‌تری برسیم.

 

1 پاسخ

تعقیب

  1. […] یکی از مهمترین مسایل افراد از دست دادن تمرکز و در واقع تمرکزحواس‌ به هنگام انجام کارها […]

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *