به نام خدا

من میخواهم درآینده …
مهندس، پزشک، استاد دانشگاه، خلبان، راننده تاکسی، اتوبوس، یا سپور، مغازه دار، حسابدار، خواننده، ورزشکار قهرمان المپیک، نویسنده، یا صاحب کارخانه، شرکت، … بشوم یا معتاد و کارتن خواب!
درهر صورت در هر رشته ای که تحصیل کنید حتی مدرک دکترا هم بگیرید، فوق دکترا، پست دکترا و … هم کسب کنید در هر صورت باید توانایی کسب درآمد را داشته باشید و درآمدزایی کنید. هریک از موارد گفته شده که بخواهید بشوید در هرصورت سه حالت داریم:
1: از مغزخودتان استفاده بکنید
2: جسمتان را به کار بکشید و مغز را استندبای کنید
3:هر دو را به کار بکشید.
به نظر شما در این بین کدام گروه سرآمدترند؟
شاید خیلی ها اینطور تصور میکنند که اونهایی که از مغزشان استفاده میکنند در رفاه و آسایش بیشتری هستند.
شاید در نگاه اول این درست به نظر بیاید. اما حقیقت این هست که آنهایی بهره بیشتری از زندگی میبرند که درعین حال که از مغزشان کار می کشند راه و روش کسب درآمد را هم بلد باشند.
رابرت کیوساکی نویسنده کتاب پرفروش پدرپولدارپدر بی پول مردم را از لحاظ شغلی به چهار بخش تقسیم کرده:
1: کارمندها
2: خوداشتغالها همانند پزشکان، مغازه داران، رانندگان
3:مدیران عامل، صاحبان کارخانه ها
4:سرمایه گذاران
در همه این چهاربخش شغلی آدمهایی فعالیت که به ظاهر شبیه هم هستند، همه آنها چشم، گوش، قلب، مغز و … دارند پس تفاوت در چه جیزی هست که یک فرد همیشه کارمند است با درآمد نهایتا بالاتر از خط فقر، فرد دیگری با همان ویژگیها اما دارای درآمدی رویایی که حتی به مخیله دیگران هم نمیرسد.
تفاوتها از یک چیز نشات میگیرد آن هم تفاوت در نگرش آنها نسبت به کار و زندگی است. ذهن یکی خود را توانمند و رها از قید و بندهای محدودکننده همانند فقر و ناتوانی می داند و آزادانه به توانمندی های خود ایمان دارد و دهن دیگری خود را محصور در فقر و ناتوانی میبیند و حتی تصور ثروت و فراوانی را هم نمیتواند بپذیرد.

 

https://www.aparat.com/v/XOE31

 

 

 

جایگاه شما در ده سال آینده در کجاست؟ می خواهید ده سال بعد در چه جایگاه و رتبه ای باشید؟ کارمند، خوداشتغال، صاحب کارحانه و شرکت یا سرمایه گذار؟
در سالهای تحصیل در دوره راهنمایی یکی از معلمهایم همیشه میگفت هر شغلی که درآینده به دست آوردید سعی کنید سرآمد آن شغل باشید. اگر مهندس شدید سعی کنید سر مهندس شوید، سپور هم شدید تلاش کنید سرسپور بشوید. یعنی جاه طلب باشید و همیشه نقطه بالاتری برای در نظر داشته باشید و به پایین تر قانع نباشید.