به نام خدا

تصورغلط درباره حافظه

آیا پیری و افزایش سن یا قرارداشتن در محیط‌های پراسترس باعث ضعف حافظه یا از دست دادن آن می‌شود؟

مهمترین گام در بحث حافظه این است که باور غلط درباره ضعیف بودن حافظه خود را دور بریزیم

و در عوض به حافظه فوق‌العاده و عالی که می‌توانیم داشته باشیم فکرکنیم.

به توانمندی حافظه خود اعتماد داشته باشیم.

به خودمان و اطلاعات فراوانی که حافظه‌مان تا به حال در زمینه‌های بسیار کاری،

درس، زندگی شخصی و … در خود نگهداری کرده اعم از برنامه‌ها، آموزش‌ها، خاطرات، اشخاص، فهرست‌های فراوان، امور مختلف و … توجه کنیم.

تنها موضوعی که شاید کمی آزاردهنده باشد  این‌که سرعت عمل حافظه

در به یادسپاری و یادآوری مطالب است که آن هم با اصلاح روشهای

دریافت مطالب و اطلاعات حل شدنی است.

فکر

به هر آن چیزی فکر کنیم که ذهنمان بی هیچ تعللی آنها را به یاد می‌آورد.

مانند: چهره دوستانمان، ایستگاه مترو نزدیک خانه‌مان، کلاس درس‌مان،

جزییات آخرین مسافرت‌مان، آخرین نتیجه مسابقه تیم ورزشی مورد علاقه‌مان

و ده‌ها مورد دیگر تنها کمترین اطلاعاتی است که همین الآن و خیلی سریع به یاد می‌آوریم.

هر کدام از این اطلاعات دلیلی صریح و گویا است که مغز و ذهن ما  بسیار

شگفت انگیز و عالی در حال فعالیت و کار است.

موضوع اصلی این است که تا به حال یاد نگرفته‌ایم که چگونه ذهن و مغز خود را درست مدیریت نماییم.

با استفاده مدام و مرتب و دقیق و اصولی که در ادامه خواهم گفت به نوعی

“تمرین ذهنی” جهت آمادگی و سرحال نگه‌داشتن نورون‌های مغزی

برای سال‌های آتی زندگی ایجاد می‌کنیم.

آموزش و تمرین

آموزش و تمرین مهم‌ترین کارها برای تقویت حافظه است.

کاری که همین الآن هم شما در حال انجام آن هستید.

خواندن کتاب‌های داستان، حل کردن جدول سودوکو، به چالش کشیدن مغز و حافظه خودمان

طوریکه آن را تحریک به فعالیت بکنیم.

یکی از کارها این هست که ساعت دیواری خانه خود را از جای همیشگی خودش جابجا کنیم.

حافظه ما به دلیل عادت به محل مشخص آن روی یکی از دیوارهای خانه همیشه برای دیدن زمان به همان محل همیشگی مراجعه می‌کند ما با تغییر محل ساعت  مغز و حافظه خود را به چالش می‌کشیم.

این را امتحان کنید تا اثر آن را عملا لمس کنید.

 تغییر مسیر

یک کار دیگر برای تقویت بهتر حافظه تغییر مسیر رفت و آمد به منزل خودمان است.

مسیر رفت و آمد خود را در روزهای هفته تغییر دهیم و هر روز از یک مسیر از قبل مشخص به محل کار یا منزل خود نرویم. یا اگر همیشه با مترو رفت و آمد می‌کنیم بعضی روزها با تاکسی یا با اتوبوس مسیر را طی کنیم یا حتی بخشی از مسیر را پیاده طی کنیم.

تا مسیر رفت و آمدمان از حالت عادت خارج شود و مغز و حافظه کمی خود را به تحرک وادارند.

در مسیرهای جدید به درخت‌ها، نوع آنها، سبزی و طراوت درختان، سن و سال درخت‌های و منظره‌ها

نوع مغازه‌های طول راه و هر آنچه که برای ما می‌تواند جذاب باشد توجه کنیم.

آنها را به خاطر بگنجانیم و تغییرات احتمالی در روزهای دیگر را توجه کنیم.

گاهی در مسیرمان به ویترین مغازه‌ها نگاهی بیندازیم و به آنها توجه و دقت کنیم.

چیدمان ویترین، روشنایی آن، وسایلی که در ویترین چیده شده‌اند،

ترتیب قرارگرفتن هر آنچه وجود دارد. به لباس و سلیقه صاحب مغازه و … دقت کنیم.

آدم‌هایی که در طول مسیر می‌بینیم دقت کنیم که آیا چهره‌ای شاد و پرنشاط دارند

یا آنکه عبوس و در هم گرفته‌اند.

اینها کم‌کم مغز را و حافظه را فعال‌تر ، تند و تیزتر و سرحال‌تر می‌کنند.

پارک

به پارک برویم به خصوص محل بازی بچه‌ها را ببینیم، شور و نشاط بچه‌های کوچک و بازیهای آنها

حس سرزندگی را به طور ناخودآگاه در ما زنده‌تر می‌کند و ما را به نشاط می‌آورد.

هر روز زندگی را با به چالش کشیدن‌های خودمان برای مغز و حافظه خودمان،

هم پر از نشاط و شادی کنیم و هم اینکه به حافظه خودمان کمک کنیم که فعال‌تر و زنده‌تر بشود.

حافظه و مغز هر چه بیشتر کار کنند فعال‌تر و پرنشاط‌تر می‌شوند و از قبل آن ما هم سالم‌تر

سرحال‌تر و با نشاط بیشتر خواهیم بود.

در حالیکه سستی و تنبلی مغز را هم کم‌کم سست و تنبل و دچار مرگ تدریجی می‌کند،

که در واقع مرگ تدریجی خود ماست.

ما تا زمانی که زنده‌ایم بایستی از خود و توانمندی‌های خود تا سرحد امکان استفاده کنیم.

باورهای توانمندی و شادی و نشاط در خودمان ایجاد کنیم.

سرود

یک شعر یا نثر موزون انتخاب کنیم و همانند خوانندگان حرفه‌ای، آواز سر دهیم.

مطمین باشید صدای شما برای خودتان دنیایی از شور و احساس سرزندگی

و اعتماد به نفس ایجاد می‌کند. اندک اندک این متن را از حفظ خواهید خواند.

به این گونه متوجه خواهید شد که معز و حافظه شما همانند همیشه توانمند و مقتدر هست.

مثلا شعر زیر را شروع کنید کم‌کم زمزمه کنید و به آواز بلند بخوانید.

اندک اندک جمع مستان می‌رسند               اندک اندک می پرستان می‌رسند

دلنوازان نازنازان در ره اند                            گلعذاران از گلستان می‌رسند

اندک اندک زین جهان هست و نیست           نیستان رفتند و هستان می‌رسند

جمله دامن‌های پرزر همچو کان                    از برای تنگدستان می‌رسند

لاغران خسته از مرعای عشق                     فربهان و تندرستان می‌رسند

جان پاکان چون شعاع آفتاب                        از چنان بالا به پستان می‌رسند

خرم آن باغی که بهر مریمان                        میوه‌های نو زمستان می‌رسند

اصلشان لطفست و هم واگشت لطف           هم زبستان سوی بستان می‌رسند

باور

باور توانایی و نشاط و کارهایی که احساس شادی و زندگی در ما ایجاد می‌کند

خود، خون ما را هم به جوش و خروش و حرکت در می‌آورد و در چهره و سیمای ما

جلوه‌گر می‌شود.

به گونه‌ای که هرفردی در مواجهه با ما این حس را متوجه خواهد شد که شادی و

تحرک باطنی در ما وجود دارد و خواهان هم صحبتی و مصاحبت با ما خواهد بود.

به این نکته توجه کنیم که تنها خودمان مسؤول شادی، سلامتی و شور و شوق

زندگی خود هستیم.

هیچکس را جز خودمان برای ادامه این زندگی پر حرارت و گرما مسؤول ندانیم.

1 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *